۱- این روزها به دلهره و اضطراب سپری می شود برایمان...بلاتکلیفی و تعلیق بدچیزی است.نمی دانی که هستی و چه آینده ای در انتظارت است٬ در این مواقع فقط دل می سپاری به تقدیر یا بهتر است بگویم تمام هستی ات را بدست خدا می سپاری. ما نیز چنین کردیم...
۲-ایران در راهیابی فرهنگی کتابی است از هما ناطق درباره حاج میرزا آغاسی که در سال ۱۹۸۸ در لندن جاپ شده است. کتاب ارزشمندی است. اگر با معیارهای رایج تاریخنگاری ایرانی به سراغ حاجی رفته باشی٬ البته این کتاب ساختارشکن و جالبتر خواهد بود.تصویری دیگرگون از حاجی بدست می دهد با نثری روان و زیبا. ناطق در جای جای این کتاب٬ البته به مظاهر مذهب٬ حکومت مذهبی و ملایان بی محبت نبوده است! نکته ای که جای تامل فراوان دارد... این موضوع حتی باب را در بر می گیرد.دقت های ناطق در تاریخ صدر قاجار بویژه روابط با روسیه و انگلیس٬ چالش های جدی را در برابر مورخان سنتی ایران قرار می دهد. قراری با خودم گذاشته ام تا سوالاتی را که ضمن خواندن کتاب٬ در ذهنم ایجاد شده با اساتید تاریخ مطرح کنم.
به کتابخانه ملی نروید ! این توصیه ای مشفقانه به کسانی است که می خواهند به قصد پژوهش و امانت گرفتن کتاب در حوزه علوم انسانی به کتابخانه ملی مراجعه کنند. وضعیت این کتابخانه، اسفناک است. نپرس و نشنو ! مطلب مفصلی در اینباره نوشته ام که مجال نشرش در اینجا فراهم نیست، امیدوارم بتوانم در روزنامه ای منتشر کنم.
۱- نمی خواهم از آنچه رفته است بنویسم...اگرچه اهل تاریخ و گذشته باشم. می خواهم دور این یک قلم را خط بکشم. لااقل در اینجا. گفتنی ها کم نیست...
۲- شاید بارها دو اصلاح یا بهتر است بگویم دو واژه مخفف ibid و op. cit را در متون انگلیسی زبان دیده باشید. ibid برگرفته از واژه لاتین ibidem است به معنای «همانجا» و op. cit هم به معنای «همان» است(این آخری را من هر چه گشتم نفهمیدم از چه واژگانی گرفته شده است). تفاوت کاربرد این دو واژه٬ چندی ذهن مرا مشغول کرده بود تا آنکه این دستور العمل ساده را یافتم. فکر می کنم اگر نگاهی به این دستور العمل و مثال های آن بیندازید تفاوت کاربرد این دو واژه را براحتی دریابید.
۳-بتازگی انجمن هایی از سوی اهل تاریخ تاسیس شده است. اگرچه تاسیس انجمن هایی از این دست می بایست بسیار زودتر از این رخ می داد اما بهر روی اتفاق فرخنده ای است و به دست اندرکارانش باید خسته نباشید گفت. اما سخن در باب چگونگی نامگذاری این دو انجمن است که حرف و حدیث زیاد دارد. یکی «انجمن ایرانی تاریخ» و دیگری «انجمن علمی ایرانی تاریخ اسلام» . فلسفه این نامگذاری ها چیست؟ البته من از وقایع پشت پرده در وزارت علوم اندکی باخبر هستم ...اما مطمئن نیستم که این نامگذاری همه اش به وزارت علوم برگردد. لذا روی سخنم با کسانی است که موجب این نامگذاری ها شده اند. اول آنکه مگر اهل تاریخ ایران می توانند انجمنی تاریخی به جز بر اساس ملیت خویش تاسیس کنند که حالا آمده ایم و نامش را گذاشته ایم انجمن ایرانی تاریخ؟ این وجه تمایز از کدام انجمن دیگر است؟ مثلا انجمن انگلیسی تاریخ اسلام که از قضا مقرش در ایران است و موسسانش هم ایرانی هستند و از وزارت علوم ایران مجوز گرفته است؟ دوم. اگر هم بگویید برای این نامگذاری ها چشم به بلاد بیگانه داشته اید باز هم قضیه درست نخواهد شد. مثلا انجمن تاریخ آمریکا که معادلش می شود:American Historical Association . این نام را اگر بخواهید تحت اللفظی ترجمه کنید می شود این: انجمن تاریخی آمریکایی. آیا ترجمه آن واژه واقعا این است؟ نمی دانم. اما احساس می کنم...نامگذاران به این دست از الگوها نظر داشته اند. بر این اساس معادل انگلیسی انجمن ایرانی تاریخ می شود این:Iranian Historical Association . اما بواقع واژه فارسی اگر برای چنین معادل انگلیسی بکار رفته باشد٬ ترجمه کاملا گمراه کننده ای است. شاید نامگذاران خواسته اند نامگذاری انجمن ناظر به ملیت باشد و مثلا کسی که واژه «انجمن تاریخ ایران» را می بیند گمان نبرد که عبارت «تاریخ ایران» ناظر به حوادث تاریخی سرزمین ایران است و برای مثال همه اهل تاریخ اعم از تاریخ ایران٬ اسلام و غرب را شامل شود. اما در مثال اول نیز کلمه American ناظر به ملیت مورخان است و نه تاریخ آمریکا. بنابراین کلمه ایران در انتهای «انجمن تاریخ ایران» ناظر به ملیت است و نه توصیف کلمه تاریخ. اما جالبتر از همه نام گذاری «انجمن علمی ایرانی تاریخ اسلام » است که واقعا شتر گاو پلنگی است برای خودش. معلوم نیست چه کسی و بر چه اساسی این نام طولانی و نا مناسب را اختیار و یا تحمیل کرده است. نمی دانم آیا هنوز می توان این نامگذاری ها را تغییر داد؟ اگر چنین امکانی باشد٬ بهتر است با جدیت دنبال شود. چون هر دو عبارت خیلی نچسب و نامناسب بنظر می رسد و جا افتادنی نیست.
پی نوشت اول: بعد از نوشتن این یادداشت٬ درباره تاسیس انجمن علمی ایرانی تاریخ اسلام کمی فکر کردم. ابتدا قرار بود انجمن ایرانی تاریخ٬ انجمنی فراگیر باشد به نحوی که همه اهل تاریخ ایران را در بر بگیرد چنانکه دکتر آینه وند و ولوی که هر دو دکترای تاریخ اسلام دارند ٬ عضو هیئت مدیره این انجمن هستند. اما چه شده است که اهل تاریخ اسلام به فکر تاسیس انجمنی موازی افتاده اند که از قضا دکتر آینه وند عضو هیئت مدیره آن است٬ نمی دانم. امیدوارم تاسیس این انجمن ها به موازی کاری و بهتر است بگویم بیهوده کاری منجر نشود.
پی نوشت دوم: امروز(دوشنبه) در جلسه دفاعی در بنیاد ایرانشناسی شرکت کردم. فارغ از همه اتفاقات از صحبت های دکتر عباس حری استاد کتابداری بهره بردم در باب چگونگی ارجاع به منابع مبتنی بر شیوه نامه شیکاگو. امروز دنبال مطالبی درباره این گونه از ارجاعات که رایج ترین آنهاست گشتم.این مطلب بیشتر از همه راهگشا بود. امیدوارم شما هم استفاده کنید.
پی نوشت سوم:op. cit مخفف عبارت لاتین "opus citatum"/"opere citato است به معنای کتاب نقل شده قبلی.