جخ امروز
از مادر نزاده ام
نه،
عمر جهان بر من گذشته است.
نزدیک ترین خاطره ام خاطره ی قرن هاست.
بارها به خونمان کشیدند
به یاد آر
و تنها دست آورد کشتار
نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکت ما بود.
اعراب فریبم دادند
برج موریانه را به دستان پرپینه ی خویش بر ایشان در گشودم
مرا و همگان را بر نطع سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضی ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آن گاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکشیم و
این
کوتاهترین طریق وصول به بهشت بود!
به یاد آر
که تنها دست آورد کشتار
جل پاره ی بی قدر عورت ما بود.
خوش بینی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند
سفاهت من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همگان را گردن زدند
یوغ ورزاو بر گردنمان نهادند
گاوآهن بر ما بستند
بر گرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند
که باز ماندگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچ غریب را به یاد آر
از غربتی به غربت دیگر
تا جست و جوی ایمان
تنها فضیلت ما باشد.
به یاد آر
تاریخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه
جخ امروز
از مادر
نزاده ام.
احمد شاملو
The Feminist History Reader (first printed 2006) edited by: Sue Morgan (Routledge:New York)
تاریخ نگاری زنان از اواخر دهه 70 میلادی مورد توجه تاریخ پژوهان قرار گرفته است. بروز جنبش زنان در اروپا و آمریکا و ظهور مفهوم جدیدی از زن، باعث گردید تا نگاه جدیدی به زنان صورت گیرد. نگاهی که دامنه آن بیش از همه عرصه تاریخنگاری را گرفت. جنبش زنان برای تائید شعارهای مساوی طلبانه خویش و در مبارزه با آنچه که خود می گویند- تاریخ مذکر یا مردانه- به مبانی تاریخی برای خلق گذشته ای مشترک از زنان تحت ستم مردان نیاز داشتند. نوعی تاریخ نگاری با محوریت زنان که قادر باشد، ابعاد مختلف توانایی زنان در عرصه تاریخ را عیان نماید و در عین حال نمودار ستم مردان به زنان در طول تاریخ باشد.
1- چند روزی مشغول سر و سامان دادن به نقد کتاب مکتب تبریز طباطبایی بودم. خیلی وقتم را گرفت اما بهر حال، تمام شد. هنوز از متن نهایی که تقریبا 30 صفحه شده است، راضی نیستم. باید کتاب های بیشتری بخوانم و با تنی چند از اساتید، مشورت بکنم. هنوز جای کار دارد. بعید می دانم، با این حجم مطلب، جایی چاپش کنند؛ ولی امیدوارم.
2- همچنان برای فرهنگستان، مقاله می نویسم. اگرچه از ابتدای سال پولی نداده اند اما کم کم دارم به این حوزه از پژوهش علاقمند می شوم و فکر می کنم بیش از آنچه که باید، دارم وقت می گذارم.
3- در میانه مشکلات و کار، البته روزهایی هم برای شاد بودن وجود داشت: پایان نامه نسیم، به عنوان تنها پایان نامه رشته تاریخ، شایسته تقدیر در سیزدهمین جشنواره پایان نامه سال دانشجویی شناخته شد و این برای من یک افتخار بود. خوشحال شدیم. من اعتقاد دارم، این تقدیر حق نسیم بود و او به حقش رسید. شاید خودش در این باره بیشتر نوشت.
4- فرمان دوم را فراموش نکرده ام. اگر مشکلات، کمی حل شود و زندگی به یک ثبات نسبی برسد، حتما درباره آن و دیگر فرمان ها خواهم نوشت.
5- در این مدت، یک معرفی کتاب از من در کتاب ماه چاپ شد: سلطه و رهایی در شماره اسفندماه. کار، سفارشی بود، حوزه تخصصی من هم نبود. اما تلاش کردم، قابل قبول از آب درآید.
6- بزودی مقاله ای را در معرفی یک کتاب لاتین در وبلاگ خواهم گذاشت. کتابی درباره تاریخ نگاری زنان. داده بودم جایی برای چاپ. اما گفته شد: در هیچ مجله ای در جمهوری اسلامی ایران، چاپ نخواهد شد! البته حق داشتند. گاهی وقتها فراموش می کنم در ایران زندگی می کنم.