The Feminist History Reader (first printed 2006) edited by: Sue Morgan (Routledge:New York)
تاریخ نگاری زنان از اواخر دهه 70 میلادی مورد توجه تاریخ پژوهان قرار گرفته است. بروز جنبش زنان در اروپا و آمریکا و ظهور مفهوم جدیدی از زن، باعث گردید تا نگاه جدیدی به زنان صورت گیرد. نگاهی که دامنه آن بیش از همه عرصه تاریخنگاری را گرفت. جنبش زنان برای تائید شعارهای مساوی طلبانه خویش و در مبارزه با آنچه که خود می گویند- تاریخ مذکر یا مردانه- به مبانی تاریخی برای خلق گذشته ای مشترک از زنان تحت ستم مردان نیاز داشتند. نوعی تاریخ نگاری با محوریت زنان که قادر باشد، ابعاد مختلف توانایی زنان در عرصه تاریخ را عیان نماید و در عین حال نمودار ستم مردان به زنان در طول تاریخ باشد.
سید جواد طباطبایی چند سالی است، با نگارش آثاری در زمینه تاریخ اندیشه سیاسی بقول خودش پروژه ای را برای شناسایی علل انحطاط اندیشه سیاسی، تاریخنگاری و تجدد آغاز کرده است. طباطبایی در محافل دانشجویی و سیاسی، به عنوان روشنفکری سکولار شناخته می شود. کسی که بارها مخالفت روشن خود را با پروژه روشنفکری دینی اعلام کرده است- اگرچه نباید از چرخش ناگهانی او در میل به سوی فقه و فقها که در کتاب آخرش، حکومت قانون به تشریح اصول آن پرداخته است، غفلت ورزید. سال گذشته قرار شد در جمع کوچک سه نفره دانشجویی، تمام کتاب های طباطبایی را با هم مرور کنیم و در آخر هر یک از ما کتابی از او را نقد کنیم. در این میان من کتاب مکتب تبریز و مبانی تجدد خواهی، را انتخاب کردم. مکتب تبریز، از جمله کتابهای حجیم طباطبایی است که به مساله آشنایی ایرانیان با اندیشه های جدید غربی در دارالسلطنه تبریز می پردازد. البته در کنار این موضوع، وی مطالب دیگری را نیز در این کتاب جای داده است.
مطالعه مکتب تبریز مانند دیگر کتاب های او، نمودار دو مساله مشترک است. یکی ضعف اطلاعات تاریخی طباطبایی است و دیگری بداخلاقی های وی در باب شخصیت ها یا آثار علمی. من قصد ندارم در اینجا به نقد کتاب بنشینم. هنوز در حال مطالعه هستم و تا کنون نکات فراوانی را یادداشت کرده ام. اما امیدوارم بتوانم بزودی سر و سامانی به یادداشت هایم بدهم و مقاله ای مفصل بنویسم.
این مطلب را برای کتاب ماه تاریخ و جغرافیا نوشته بودم. اما مقاله به دلایلی که جای گفتنش اینجا نیست٬ از سوی گردانندگان کتاب ماه رد شد. نخواستم مطلب٬ به هدر رود. اینجا می آورمش شاید برای برخی٬ مفید باشد.
حزب مردم به روایت اسناد، تدوین فاطمه اورجی نیک آبادی و غلامعلی پاشازاده، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،چاپ اول تهران:پائیز 1386 ، 1044 صفحه.
معرفی:
تلاش ها و فعالیت های مراکز اسنادی در 30 سال گذشته جهت تدوین تاریخ معاصر ایران موجب شده است تا پژوهشگران تاریخ معاصر بتوانند به آسانی به مجموعه اسناد طبقه بندی شده مراکز اطلاعاتی و سیاسی دوره پهلوی دوم دست یابند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی را شاید بتوان در کنار مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، پرکارترین مرکز تدوین اسناد تاریخ معاصر ایران به شمار آورد که با اتکا به آرشیو بسیار غنی فراهم آمده از مطبوعات و اسناد تاریخی موفق شده است، اطلاعات تازه ای را از تحولات تاریخی 70 سال گذشته ایران بدست دهد. یکی از کتاب های تازه این مرکز با نام حزب مردم به روایت اسناد از جمله کتاب هایی است که در راستای طرح تدوین تاریخ انقلاب اسلامی در پائیز 1386 منتشر شده است.
سال گذشته این شانس را داشتم تا در جستجو پیرامون موضوع پایان نامه ام با محمد رضا طهماسب پور آشنا شوم. طهماسب پور، عکاس و پژوهشگر تاریخ عکاسی است. انسانی متواضع و دوست داشتنی. در زمینه تاریخ عکاسی در ایران، کارهای فراوانی انجام داده است. از چاپ مقاله در مجلات مختلف تخصصی عکاسی گرفته تا سخنرانی در مجامع ایرانشناسی انگلیس و هلند. از میان کارهای او در زمینه تاریخ عکاسی در ایران می توان به کتاب ارزشمند ناصرالدین٬ شاه عکاس اشاره کرد. این کتاب مجموعه مقالات پراکنده و متن سخنرانی های او پیرامون موضوع تاریخ عکس و عکاسی در عصر قاجار است. او از سر لطف، چاپ دوم کتاب را که نشر تاریخ ایران، در زمستان سال 87 با افزوده هایی منتشر کرده است، به من هدیه داد. کتاب، برای عکاسان، پژوهشگران تاریخ قاجار و همچنین علاقمندان به موضوع تاریخ عکاسی در ایران، منبع ارزشمندی به شمار می رود.
نگاهی هر چند اجمالی به فهرست کتاب های منتشره در موضوع ماهیت تاریخ (the nature of history) یا نظریه تاریخی (historical theory) در اروپا و آمریکا نشان می دهد، که این موضوعات از جمله مباحث مورد علاقه فیلسوفان و مورخان در وادی فرنگ است. اما در ایران خودمان و در گروه های تاریخ، خبری نیست و اگر باشد بسیار اندک است و به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد. اخیرا کتابی با نام بنیادهای علم تاریخ که از سوی احمد گل محمدی ترجمه شده، منتشر و در اختیار علاقمندان به این موضوعات قرار گرفته است. اما چند نکته ای درباب این کتاب بنظرم رسید و خواستم که با شما به اشتراک بگذارم.
اول. کتاب نوشته مک کالا، استاد فلسفه دانشگاه لا تروب استرالیاست که به تجربه گرا بودن شهره است. وی پیش از این دو کتاب درباره ماهیت تاریخ منتشر کرده است که مطالبی شبیه کتاب فعلی وی دارد.
دوم. عنوان انتخابی مترجم محترم است، بنیادهای علم تاریخ. در حالی که عنوان نسخه اصل این است:The Logic of History به معنای منطق تاریخ. نمی دانم مترجم محترم از چه روی عنوان رسای نسخه اصل را تغییر داده است. اگرچه عنوان انتخابی منافاتی با محتوای کتاب ندارد، زیرا مک کالا تاریخ را در بینش تجربه گرای خویش، علم می پندارد، آن هم با موازینی نزدیک به علوم تجربی و نیز در این کتاب به مباحث اساسی و مجادله آمیز پیرامون معرفت تاریخی می پردازد، اما بهتر بود، مترجم عنوان را تغییر نمی داد و زیر عنوان نسخه اصل را هم که این است: putting postmodernism in perspective به فارسی ترجمه می کرد زیرا هم عنوان اصلی و هم زیرعنوان، ناظر به مسئله ای است که در پائین به آن اشاره می کنم.
سوم. مک کالا به عنوان یکی از مخالفان سرسخت رویکردهای پست مدرنیسم در تاریخ، این کتاب را در پاسخ به کسانی چون جنکینز و وایت و انکراسمیت تالیف کرده است. از همین روی در نکته پیشین، اصرار داشتم تا هم عنوان اصلی و هم زیر عنوان به همان صورتی که در نسخه اصل بوده، حفظ شود تا مشخص گردد که اصولا نویسنده هدفش از تالیف کتاب چه بوده است.
چهارم. گل محمدی را من با ترجمه بسیار روان و خوب ایران بین دو انقلاب و مقدمه ای بر فلسفه تاریخ استنفورد می شناسم. مترجمی دقیق و علاقمند. این از اقبال من بود که اصل کتاب مک کالا را در اختیار داشتم و توانستم متن ترجمه را با متن اصلی بصورت گذرا و در بخش های مختلف، مقابله کنم و می توانم بار دیگر ترجمه دقیق گل محمدی را تحسین کنم. او در ترجمه کتاب، زحمت های فراوانی را متقبل شده، زیرا مجبور شده است برای اصطلاحات فراوانی که نویسنده بکار برده است، معادل های مناسب فارسی بیابد و یا حتی دست به معادل سازی بزند.
پنجم.چه خوب بود که امثال آقای گل محمدی، قبل از ترجمه این کتاب که در واقع پاسخی به پست مدرنیست های تاریخی است، کتاب هایی از پست مدرنیست ها را ترجمه می کردند تا خواننده، با اشراف بر آن مطالب، بتواند فهم و خوانش درستی از کتاب مک کالا داشته باشد. بنظرم ترجمه کتاب مک کالا کاری است که من آن را «ترجمه خارج از بافت» می نامم. یعنی شما یک کتاب را که نویسنده اش در یک سوی ماجرای جدل آمیز در مقابل پست مدرنیست ها قرار دارد، برداشته اید و بدون توجه به بافت تولید کتاب، آن را به فارسی برگردانیده اید. نگاه پست مدرنیست ها در حوزه تاریخ چندان شناخته شده نیست و همانگونه که قبلا در اینجا نیز نوشته ام، تا کنون تنها کتاب بازاندیشی تاریخ جنکینز به فارسی ترجمه شده است. اگرچه نباید از تلاش حسینعلی نوذری در معرفی اندیشه های پست مدرن یاد نکرد. اما در زمینه ترجمه آثار پست مدرن تاریخی بسیار فقیر هستیم.
۱- این روزها به دلهره و اضطراب سپری می شود برایمان...بلاتکلیفی و تعلیق بدچیزی است.نمی دانی که هستی و چه آینده ای در انتظارت است٬ در این مواقع فقط دل می سپاری به تقدیر یا بهتر است بگویم تمام هستی ات را بدست خدا می سپاری. ما نیز چنین کردیم...
۲-ایران در راهیابی فرهنگی کتابی است از هما ناطق درباره حاج میرزا آغاسی که در سال ۱۹۸۸ در لندن جاپ شده است. کتاب ارزشمندی است. اگر با معیارهای رایج تاریخنگاری ایرانی به سراغ حاجی رفته باشی٬ البته این کتاب ساختارشکن و جالبتر خواهد بود.تصویری دیگرگون از حاجی بدست می دهد با نثری روان و زیبا. ناطق در جای جای این کتاب٬ البته به مظاهر مذهب٬ حکومت مذهبی و ملایان بی محبت نبوده است! نکته ای که جای تامل فراوان دارد... این موضوع حتی باب را در بر می گیرد.دقت های ناطق در تاریخ صدر قاجار بویژه روابط با روسیه و انگلیس٬ چالش های جدی را در برابر مورخان سنتی ایران قرار می دهد. قراری با خودم گذاشته ام تا سوالاتی را که ضمن خواندن کتاب٬ در ذهنم ایجاد شده با اساتید تاریخ مطرح کنم.