
چندی پیش وقتی در حال مطالعه کتاب بنیادهای علم تاریخ بودم-که قبلا درباره آن نوشته ام. به توضیح مترجم درباره مفهوم persona رسیدم. احمد گل محمدی در پاورقی ص 166 کتاب چنین آورده است:این مفهوم که کارل یونگ جعل کرد، عبارت است از شخصیتی که فرد به دیگران می نمایاند و با خود حقیقی او تفاوت دارد. پرسونا فرد را قادر می سازد یا ایفای نقش مورد پذیرش جامعه، با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کند و خود را با تقاضاهای جامعه وفق دهد. این مفهوم، بیش از هر چیز مرا به یاد فیلم سنگین و رازآلود اینگمار برگمان، پرسونا انداخت و با این توضیح بود که به ناگهان گویی به رمز نهفته در آن فیلم پی بردم. الیزابت (نقش اول- بازیگر تئاتر) - بنظرم اگرچه نمی توان در این فیلم قائل بوجود نقش اول یا دوم باشیم- نیمه دوم الما (نقش دوم- پرستار الیزابت) است. دو نیمه ای که یکدیگر را کامل می کنند. الیزابت، رویه بیرونی است. زنی فعال در اجتماع که شغلش-بازیگری- او را ملزم می کند همواره با مردم در ارتباط باشد. می توان گفت تظاهرات بیرونی شغلش، زیاد است و انقطاعی با جامعه ندارد. اما در عوض، الما، شخصیت درونی الیزابت، فردی آرام و منزوی است و حتی با شیطنت های الیزابت، آرامشش را از دست نمی دهد. بر حسب تصادف، فیلم گیج کننده و پرابهام برگمان را اینگونه برای خودم رمزگشایی کردم. ولی نمی دانم تا چه حد در این راه موفق بوده ام؟
اما دومین موضوعی که در باب پرسونا ذهن مرا مشغول خود کرد، شخصیت دوگانه ما ایرانیان بود. پرسونای ایرانیان، که گویی قرار است همواره با ما بماند. محصول استبداد چندین هزار ساله. آنگونه که هستی نشان مده ! بلکه آنگونه که می خواهند باش ! یا همرنگ جماعت شو، خواهی نشوی رسوا. پرسونایی که پیش بینی کردن رفتار ما را تقریبا غیر ممکن می کند.
پ.ن: اول. به لطف شبکه وسیع دی وی دی فروشی های تهران٬ یافتن پرسونا کار سختی نیست. دوم. نه٬ دو بازیگر اصلی-الیزابت و الما- همجنس خواه نیستند و سوم. دوگانگی شخصیت٬ آنچنان که یونگ گفته است امری فردی و کاملا روانی است٬ اما بعید می دانم تعمیم آن به یک اجتماع٬ کاری نادرست باشد. اصولا دوالیسم شخصیتی در افراد جوامعی که حکومت استبدادی داشته اند یا دارند٬ بیشتر یافت می شود.