1- چند روزی مشغول سر و سامان دادن به نقد کتاب مکتب تبریز طباطبایی بودم. خیلی وقتم را گرفت اما بهر حال، تمام شد. هنوز از متن نهایی که تقریبا 30 صفحه شده است، راضی نیستم. باید کتاب های بیشتری بخوانم و با تنی چند از اساتید، مشورت بکنم. هنوز جای کار دارد. بعید می دانم، با این حجم مطلب، جایی چاپش کنند؛ ولی امیدوارم.
2- همچنان برای فرهنگستان، مقاله می نویسم. اگرچه از ابتدای سال پولی نداده اند اما کم کم دارم به این حوزه از پژوهش علاقمند می شوم و فکر می کنم بیش از آنچه که باید، دارم وقت می گذارم.
3- در میانه مشکلات و کار، البته روزهایی هم برای شاد بودن وجود داشت: پایان نامه نسیم، به عنوان تنها پایان نامه رشته تاریخ، شایسته تقدیر در سیزدهمین جشنواره پایان نامه سال دانشجویی شناخته شد و این برای من یک افتخار بود. خوشحال شدیم. من اعتقاد دارم، این تقدیر حق نسیم بود و او به حقش رسید. شاید خودش در این باره بیشتر نوشت.
4- فرمان دوم را فراموش نکرده ام. اگر مشکلات، کمی حل شود و زندگی به یک ثبات نسبی برسد، حتما درباره آن و دیگر فرمان ها خواهم نوشت.
5- در این مدت، یک معرفی کتاب از من در کتاب ماه چاپ شد: سلطه و رهایی در شماره اسفندماه. کار، سفارشی بود، حوزه تخصصی من هم نبود. اما تلاش کردم، قابل قبول از آب درآید.
6- بزودی مقاله ای را در معرفی یک کتاب لاتین در وبلاگ خواهم گذاشت. کتابی درباره تاریخ نگاری زنان. داده بودم جایی برای چاپ. اما گفته شد: در هیچ مجله ای در جمهوری اسلامی ایران، چاپ نخواهد شد! البته حق داشتند. گاهی وقتها فراموش می کنم در ایران زندگی می کنم.